فرمانداری نجف آباد
خانه
وجه تسميه


در فرهنگ دهخدا و تذكره شعراي نجف آباد و بنا به عقيده علما در زمان سلاطين صفوي در حدود سال 1022 هجري قمري از طرف شاه عباس مقداري جواهر و پول نقد براي مقبره حضرت علي(ع) اختصاص داده و تصميم گرفته شد كه وجوه مزبور به نجف ارسال شود در اين موقع مرحوم شيخ بهايي از اين قضيه آگاه شد و دريافت كه خروج اين ذخاير برخلاف مصالح ايران است و براي جلوگيري از ارسال وجوه تدبيري انديشيد.

به حضور شاه عباس كبير رسيد و گفت ديشب در خواب حضرت علي(ع) را زيارت كردم به من فرمودند كه نجف اشرف را به جواهرات شما حاجتي نيست. جواهرات را صرف ساختمان شهري در نزديكي اصفهان به نام نجف آباد كنيد. شاه را سخن شيخ بهايي مقبول افتاد و با نظارت شيخ بهايي شهر نجف آباد ساخته شد.

در راستاي اهداف و برنامه هاي علامه فرزانه جناب شيخ بهايي ، بنياد شهري با نقشه كامل وجامع گذاشته شد كه بعدها ميداني جديد براي كار و فعاليت ساكنان آن به عنوان يك مركز مهاجر پذير و داراي آداب و سنن و فرهنگ خاص و تا حدودي مستقل و جداي از اصفهان سامان يافت و شكل گرفت. با برنامه اي بسيار دقيق و با احداث 17 رشته قنات از 60 كيلومتري نجف آباد آب شرب ساكنان و توسعه و آباداني شهر فراهم گرديد.

با فكر خلاق و ابتكار،نوآوري و مهارت و تخصص مردمان چرخه هاي توليد و صنعت شهر پا گرفت. انديشه و دستان توانمند شيخ بهايي نقشه و بافت شهري را با شكل و نظام شهري امروزي و از همان ابتدا در هيات يك محل مسكوني پايه ريزي نمود.

در سال 1309 ساختمان شهرداري نجف اباد و تشكيل آن در محل فعلي بنيان گذاشته شد و در سال 1337 شمسي طبق تصويب وزارت كشور به صورت شهرستان درآمده و در آن فرمانداري احداث گرديد.

وجه تسميه برخي از شهرها و روستاهاي بخش مركزي :

وجه تسميه شهر جوزدان :

جوزدان متشكل از دوكلمه ي "جوز" به اضافه "دان" ميباشد كلمه جوز در لغت عرب به معني گردو ميباشد و اين جوزدان بعلت دارا بودن از درختان گردو فراوان ، جوزدان نام گرفته كه دان آن پسوند دارا بودن ميباشد . جوزدان تركيب يافته از نام هاي مختلف است كه به ترتيب عبارتنداز جوزجان – جوزان ( به نقل از كتاب مرده كشان جوزان نوشته ابوالقاسم پاينده) - جوزدان ميباشد البته بعضي ها نيز اين چنين استنباط ميكنند بعلت گرماي زياد و خشك بودن هواي اين جوزدان به جزدان معروف بوده است و كم كم به جوزدان تغير نام داده است ولي اين برداشت ريشه و سند معتبر ندارد.

وجه تسميه شهر كهريزسنگ :

كَهريزسَنگ شهري است در بخش مركزي شهرستان نجف آباد استان اصفهان ايران. كهريزسنگ از قدمتي چند هزار ساله برخوردار است همانگونه كه در يادداشتهاي بجا مانده از زرتشتيان ساكن كوه آتشگاه بر ميآيد قدمت اين شهر به زمان هخامنشيان بر ميگردد.

كهريزسنگ محلي است كه ساسانيان در آنجا به انبار سلاح و آذوقه جنگي اهتمام ميورزيدند. نامگذاري كهريزسنگ به اين دليل است كه نخستين انسانهائي كه وارد اين شهر شدند براي بدست آوردن آب اقدام به حفر كهريز ميكردند اما هر آنچه ميكندند به تكه هاي بزرگ سنگ برخورد ميكردند. به همين دليل نام اين شهر را كهريز سنگ گذاشتند يعني محل كهريزهاي پر از سنگ. در سال 1379 نام اين شهر به صفائيه تغيير پيدا كرد كه دوباره و با مخالفت اهالي اين شهر همان كهريز سنگ گذاشته شد.

وجه تسميه شهر گلدشت :

نام قديم آن قلعه شاه مي باشد كه در كتاب فرهنگ جغرافياي ايران جلد 10 در مورد قلعه شاه اينگونه نوشته شده :‌ دهي است از بخش نجف آبادشهرستان اصفهان واقع در 6هزار گزي خاور نجف اباد متصل به شوسه ي اصفهان به نجف اباد. موقع جغرافيايي آن جلگه و هواي آن معتدل است. سكنهء آن 1006 تن است.آب آن از قنات وچاه ومحصول آن حبوبات، انگور، سيب زميني،هندوانه،پسته،هلو، زردآلو، گوجه وشغل اهالي زراعت وصنايع دستي زنان كرباس بافي است .

بعد از انقلاب اسلامي ايران ابتدا به شهرك امام و سپس در سال 1371 باتفاق محله هاي گلشهر و قلعه سفيد با مجوز هيات دولت به شهر گلدشت تغيير نام داده است .

وجه تسميه روستاي رحمت آباد

بنا به نظر برخي از بزرگان نام روستاي رحمت آباد كه در قديم سلطان آباد ( سلطون آباد ) ناميده مي شده برگرفته از اين موضوع مي باشد كه در گذشته هاي دور ظل السلطان در اين روستا قلعه اي بنا نموده كه بعدا" به قلعه كهنه مشهور مي شود . لذا با توجه به اقدام ظل السلطان از آن موقع اين روستا به اين نام ناميده مي گردد . بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با تغيير شرايط اجتماعي و فرهنگي نام اين روستا به رحمت آباد تغيير مي يابد . از قديم الايام شغل غالب مردم روستاي رحمت آباد كشاورزي و دامداري بوده و اين شغل ها در سالهاي اخير نيز حفظ گرديده كه شايد بتوان علت آن را سه عامل مهم خاك مناسب – آب زاينده رود و مردم زحمت كش اين روستا دانست .

وجه تسميه روستاي حاجي آباد

ساخت و تاسيس اين روستا در زمان قاجاريه و توسط شخصي كه به خانه خدا مشرف و حاجي ناميده مي شده شكل گرفته است . لذا با توجه به نامي بودن شخص مذكور بنام حاجي ، روستاي فوق به حاجي آباد مشهور مي گردد . ساخت روستاي اوليه در كنار محل فعلي روستا بوده كه در حال حاضر مخروبه و فاقد سكنه مي باشد . از ديگر اماكن معروف روستا كه توسط شخص مذكور تاسيس گرديده مي توان به قنات بزرگ حاجي آباد اشاره نمود .

وجه تسميه روستاي جلال آباد

روستاي جلال آباد با 750 سال قدمت از بدو تاسيس تاكنون در سه مرحله تاريخي در طول عمر خود تخريب شده ، لاكن بالاخره در مكان فعلي و در اوايل دوره قاجار اين روستا به صورت قلعه مسكوني ساخته شده و تا سال 1307 با نام علي آباد ناميده مي شده است . و چون اين روستا يكي از روستاهاي متعلق به صارم الدوله بوده نامبرده حين ثبت دادن اراضي اين روستا با توجه به فرآواني روستاهاي منطقه به اين نام ، با پيشنهاد اداره ثبت آن زمان به دليل بزرگي و عظمت املاك و اراضي ، اين روستا به نام جلال آباد نامگذاري مي نمايد و از سال 1315 اهالي و مسئولين محلي اين روستا را با اين نام عنوان مي كنند .



وجه تسميه روستاي همت آباد

طبق اطلاعات بدست آمده و بر اساس بررسيهاي محلي در زمانهاي گذشته تعدادي از مردم متدين و معتقد جهت كسب روزي حلال نسبت به تاسيس قناتي در محدده فعلي روستا همت نموده و موجب آباداني روستاها و مناطق همجوار شده اند ، از اين رو روستاي مذكور را همت آباد ناميده اند .



وجه تسميه روستاي نهضت آباد ( شاهدان )

در لغت نامه دهخدا جلد (10)‌ صفحه 162 حرف (ش) خيلي كامل و دقيق به اين روستا اشاره و بيان شده در صورت تلفظ كلمه شاهدان با كسره زير (ه) مي توان آن را به دو كلمه شاهد + ان تجزيه كه در اين صورت نيز نظرات متفاوتي وجود دارد . شاهد در زبان عربي به معني مشاهده كننده يا كسي كه واقعه اي را مي بيند معني شده است . برخي افراد بر اين عقيده اند كه مردم آن منطقه شاهد يك واقعه اي بوده اند كه در اين مورد اظهارات گوناگوني ابراز مي شود و يكي از آنها اين است كه از اين مكان امام زاده مي گذشته و وجود قدمگاهي در جنوب شرق شاهدان را دليل بر آن مي دانند . و برخي ديگر دان را مخفف دانه و شاهدان را برگرفته از كلمه شاهدانه مي دانند و دليل آن را كشت شاهدانه در روزگاران گذشته در اين منطقه ذكر مي كنند . لاكن تحقيقات و بررسي هاي صورت گرفته كشت شاهدانه را منتفي زيرا سابقه اي از آن در دست نيست. از ديگر اظهارات در خصوص وجه تسميه روستاي فوق مي توان گفت . شاهد در زبان فارسي به معناي زيبا و خوش رويي است و شاهدان جمع آن به معناي زيبا رويان يا خوش رويان است و اين به اين معناست كه ساكنين قديم روستاي مذكور انسانهاي خوش روي و خوش سيرتي بوده اند و شايد در برخورد با امامزاده فوق مهمان نوازي كرده و اين صفت به آنها داده شده است . با پيروزي انقلاب اسلامي ايران نام اين روستا با توجه به شرايط موجود در آن زمان به روستاي نهضت آباد تغيير يافت .



وجه تسميه روستاي فيلور

نظرات مختلفي در مورد كلمه فيلور وجود دارد . تلفظ كلمه فيلور نزديك به پيلور و با تلفظ مانوس تر به ذهن پيله ور است و براي پيله در فرهنگ ها معاني مختلف و بسيار آورده اند و از جمله اين معاني مي توان به نخوز ابريشم كه كرم تنيده شده و يا كرم ابريشم مي باشد اشاره نمود .

دليل ديگر اين كه در دهستان اشترجان دهي داريم به نام فيلورجان و در دهستان برآن جنوبي هم ده ديگري داريم بنام پيله وران و اين هر دو خوب توضيح و توجيه مي كنند كه فيلور به چه معني است . در معاني موجود فيلور جان معادل فيلورگان معادل كلمه پليه وران است . و فيلو (Filevar ) هم صورت و تلفظ ديگري است از پيله ور . از ديگر توصيفات و وجه تسميه روستاي فوق مي توان از ( فيل + ور ) نام برد كه در جزء اول آن مي توان به معني حيوان بزرگ اشاره نمود .

وجه تسميه شهرها و روستاهاي بخش مهردشت :

شهر علويجه :‌

الف )‌ در ارتباط با اين روايت كه نام علويجه برگرفته از علويون صدر اسلامي و طرفداران و شيعيان امام علي (ع) مي باشد ،ترديدي نيست و شدت علاقه شيعيان اين منطقه به اهل سنت (ع) ، نقش موثري در تغيير نام اين شهر از " الويجه " به " علويجه " داشته است .

ب ) لاويجه يا لويجه يعني دره منسوب به آب قليل و "لاوج " نام يكي از مراتع ناحيه غربي بخش مهردشت مي باشد . يعني دره اي رسوبگير با آب قليل .

شهر دهق :

نظرات مختلفي در مورد وجه تسميه شهر دهق وجود دارد كه در اين جا دو مورد را كه از همه قوي تر است بيان مي شود :‌

الف ) در گذشته مردم اين مكان جسور و به حقيقت خواهي و حقيقت گويي مشهور بوده و در بيان حقايق هيچ پروايي نداشتند كه به اين مكان " ده حق " گفته مي شده است .

ب ) اين شهر در قرون گذشته دهك (‌به معناي ده كوچك )‌بوده و " ك " آن كاف تصغير بوده است . كه به مرور زمان به " ق" بدل شده است .

روستاي اشن :

الف )‌از دو بخش ا+شن كه " ا" به معني آب و "شن " همانند گلشن يعني جاي گل كه اشن به معني " جاي آب و گل " مي باشد .

ب ) اشن در فرهنگ دهخدا و معين به معاني خربزه نارس و نام درختي شبيه سپيدار آورده شده است كه به نظر مي رسد نام درختي شبيه سپيدار معقول تر و دقيق تر و معتبرتر مي باشد .

ج ) اشن در ابتدا ( ا + شن ) بوده كه معناي آن آب روان روي شن زار است كه به تدريج به اشن تغيير يافته است .

روستاي گلدره :

الف ) نام گلدره ماخوذ از شرايط طبيعي و اقليمي آن بوده و از دو جزء " گل " + " دره تشكيل شده كه به معناي " دره پرگل " مي باشد .

ب ) در زبان عاميانه مردم اين روستا را گرگيدر مي گفتند كه شايد به خاطر گرگ هاي زيادي كه ناشي از كوهستاني بودن منطقه بوده به آن " گرگ دره " مي گفتند كه به مرور به گلدره تغيير يافته است .

روستاي دمآب :

نام اصلي و قديمي آن " دمبو " بوده كه از دو واژه "دمب + او " تركيب يافته است كه به معناي " انتها و آخر آب " مي باشد كه به دليل قرار داشتن اين روستا در قسمت انتهايي حوزه آبخيز رودخانه خشكرود به نام " دمبو " يا " دم آب " نامگذاري شده است .

روستاي علي آباد و حسين آباد و خير آباد :

بسياري از روستاهاي ايران در خاتمه نام خود واژه " آباد " دارند كه نشاني از قدمت نسبتا" كم آنها در مقايسه با ساير آبادي هاي ايراني دارد . قرار داشتن واژه " آباد " نشان از وجود آب و بهره مندي مردم از مواهب آن در امر كشت و كار و دامپروري مي باشد . در بخش مهردشت روستاهاي علي آباد ، حسين آباد وجود دارد كه معمولا با نام صاحب يا بنيان گذار آن + كلمه آباد به وجود آمده و تدريجا" توسعه و رشد داشته است .

روستاي هسنيجه :

الف ) اين آبادي متعلق به خانمي به نام "هسني " يا حسني بوده است كه براي مزارع خود رعيت هايي استخدام كرد كه در اين روستا ساكن شدند . ابتدا به اين آبادي "هسني جا " گفته مي شد كه به تدريج به هسنيجه تغيير كرده است .

ب ) واژه "‌يج + ه " علامت نسبت و به معناي "ديه " منسوب به آب كوچك است كه مشابه قسمت آخر علويجه مي باشد . تركيب اين دو واژه به معناي مكان كشت و زرع تلقي ميگردد .

روستاي خونداب :‌

الف ) از دو واژه " خواند + او " به معناي فراخواندن آب است و امروزه در علم آبخيزداري به نام آبخوان هم مشابهت زيادي به اين واژه دارد . كه خواندن آب به مفهوم اين است كه به علت موقعيت آبادي و شيب همه جانبه اي كه به سمت خود دارد قادر است آبهاي سطحي و زيرزميني را به سوي خود جذب نمايد .

ب ) در اوايل " خاني آباد " گفته مي شده و به تدريج به خونداب تغيير كرده است .

ج ) در ابتدا اين روستا مزرعه اي بوده كه در وسط آن خانه اي در كنار جوي آب قرار داشته كه به آن " خانه ي آب " گفته مي شد .
تاریخ به روز رسانی: 1393/10/23
تعداد بازدید: 6696
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal